تبليغاتX
زندگی برای زیستن
 
زندگی برای زیستن
 
 
دغدغه های یه پسر 24 ساله
 

سلام به همه دوستان خوبم مخصوصا اونايي كه خيلي دوستشون دارم

کم کم داره عید میشه و عیدتون مبارک!

تو اين چند روزه بدجوري دهنمون رو سرويس كردن هيچ تازه با بقيه اش

هم يه توالت فرنگي ساختن! هفته اول خدمت واقعا سخت بود كه قرار شد

خدا يه هفته از جهنمم كم كنه . تا مياي به غذاش عادت كني انواع سوء هاضمه ها

و شل و سفتي ها رو بايد تحمل كني و وقتي به غذاش عادت كردي ديگه فرقي

بين چلو كباب سلطاني و كتلت قايل نميشي ! دي : !

چهارشنبه كه ما رو فرستادن ماموريت يه غذايي دادن كه هيچ وقت فراموش نميكنم!

تو برد اسمشو گذاشته بودن قورمه سبزي اما من آخرش نفهميدم بايد با ني بخورمش

يا با قاشق 2 : عدد لوبيا، مقدار اندكي سبزي پاك نشده يا علف، يك كفگير برنج، 2

ملاقه آب ، يه كف دست گوشت نيم پز ! اينجا براي گرفتن يه ذره غذاي بيشتر بايد

مثل اليورتو يست دم چند نفر رو ببيني .

اينجا همه يه شكلند ، يه غذا ميخورن ، اما يه جور فكر نميكنن تنها چيزي كه اينجا

باعث مي شه كه راحت تر باشي اتحاد تيميه به شرطيكه رفيقهاي خوبي پيدا كني.

اينجا واسه يه تلفن زدن بايد مثل عمليات غير ممكن 123 از دژباني و بچه هاي ديگه

عبور كني. ( تو حسرت يه ويبره موبايل بودن خيلي سخته)

هركي از سرويسها استفاده مي كنه با آلبومي از خاطرات خدمتي هاي قبلي آشنا ميشه

اگه تو خونتون چاي الخوزي يا احمد و گلستان مي خوري اينجا چاي پشگل نشان به

خوردت مي دن .

خوب اينا سختي هاش بود. خداييش اينجا حمومي داره كه به استخر هتل هما و صدف

و اوين عوضش نميكنم فشار آب زياد و داغ واي چه حالي ميده! به خاطر همين حموم

سختي هاي يه هفته رو تحمل ميشه كرد ايجا ياد گرفتم بعضي موقع ها كوچكترين افراد

بزرگترين كارها رو ميكنن . اينجا ياد گرفتم شايد بتونم كسي رو زير پاهام له كنم اما

حق ندارم شخصيتشو زير سوال ببرم. اينجا قدر دوربينم رو فهميدم اينجا طلوع و

غروبي داره كه تو هيچ كارت پستالي نديدي غروبش دل پذير اما طلوعي دلتنگ داره

اينجا از نت تنها چيزي كه ميدونن اينه كه يا اينترنت كني يا چت بشي !

هواي يه قدم بيرون از پادگان با داخلش زمين تا آسمون فرق داره به قول يكي از بچه ها

"پشت ديوار هم غربته"

 

 موفق باشید

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 8:10  توسط حامد پوربرخورداری  | 
داغ کن - کلوب دات کام
 
  بالا