تبليغاتX
زندگی برای زیستن - عیدی
 
زندگی برای زیستن
 
 
دغدغه های یه پسر 24 ساله
 
نوروز 88 هم اومد . یه سال جدید یه آغاز نو .با یه حس تازه

 رسمه که همه عیدی هاشونو رو آخر دید و بازدید ها می شمارند. منم

 شروع کردن به شمارش. مامان بزرگ پدری فلان قدر ، عمو احمد، حیدر و

 حجت ؛ این قدر. عمه ، هنوز خونشون نرفتم . دایی علی و وحید : ایکس

 تومن . خاله ها : اون قدر.

 اما هرچی میشمارم به نظرم کم میاد. میشمارم ، دوباره و سه باره ،

 نه باز کمه . هرچی میشمارم باز کم میارم. هنوز نبودنت رو باور نمی کنم

 آخه امسال اولین سالیه که تو واسه همیشه از بین ما ها رفتی  بابا بزرگ خوبم

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 11:58  توسط حامد پوربرخورداری  | 
داغ کن - کلوب دات کام
 
  بالا